نگرش مثبت خالق این بیت است:

در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست

سعدی شیرازی

 

چرا میگوییم در خوش‌آمدها و ناخوش‌آمدها باید سپاسگزار باشیم؟!

باید بگویم که اصلا ما نمی گوییم بلکه خداوند منان در آیه‌ی 216 سوره‌ی بقره چنین می فرماید:

کُتِبَ عَلَيْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

آری، ما بر اساس آگاهی (اندک و فقیرانه‌) خودمان، به تشخیص سطحی خیـــر و شـر  می‌پردازیم.

و همان تشخیص غلط را ملاک اندیشه و رفتار خود قرار می‌دهیم.

و بر اساسِ بی‌اساسِ آن احساساتی را در وجود خود جاری می‌سازیم.

و خروجی آن را ملاک سعادت و شقاوت خود قرار می‌دهیم.

از آنجائی‌که مترمان متــر استانداردی نیست؛ اعتماد به نفس و عزت نفس‌مان به شدت تحت تاثیر منفی قرار می‌گیرد.

حتی توکل‌مان به منبع لایزال خیر و برکت  نیز تحلیل می‌رود.

پستی‌ها و بلندی‌های زندگی را فقط و فقط پستی و بلندی می‌انگاریم و بس.

غافل می‌شویم از این حقیقت که سرازیری به صِرف سرپایین بودنش نه خوب است و نه بد.

آنچه آن را مثبت جلوه می‌دهد، بهره‌بردن از پتانسیل سرشار آن برای گذر از سربالایی پیش‌ِرو است.

و آنچه آن را منفی جلوه می‌دهد؛ از دست دادن کنترل و تنزل است.

هر انسانی با متــر نگرش خود مشغول سنجش است.

 

تو ببین کدام متر را در دست گرفته‌ای؟! 

و کدام عینک را بر چشم داری؟! 

دقت کن، ببین آیا شیشه‌ی عینک (حتی عینک مناسب تو) از لکه‌های مختل کننده عاری گردیده است؟!

آری، ای دوست خوب و همراه گرانقدرم! آنچه در ما موجبات حس خوب را فراهم می‌آورد همان سپاسگزاری بی قید و شرط است

سپاسگزاری است که در دلِ چالش‌ها، ما را متوجه داشته های‌مان می‌کند و به سمت نور موفقیت رهنمون‌مان می‌سازد.

سپاسگزاری است که پیچ و خم‌ها را معنایی تعالی بخش می‌دهد.

و افت و خیزها را نشانه‌ای مثبت برای حضور در مسیر رشد جلوه می‌دهد.

با یک کلیپ چند دقیقه‌ای موافقید؟!

سپاسگزاری انسان بی‌دست

یادمان باشد،

اتفاقاتی که در زندگی رخ می‌دهند،

شاید در آن لحظه، به شدت موجب عصبانیت‌مان بشوند /

امــــــــــا قـــــــدری تـــامـــل کنیـــــم/

به یاد این قول خداوند در قرآن کریم بیافتیم/

و از عمق وجود بگوییم ان شاالله که خیر است.

شاید برخی به یاد اتفاق ناخوشایندی مانند جاماندن از پرواز بیافتند.

یا موضوعی در همین قد و قواره!

امـا نــــــــــــه، مـا فراتر از آن می‌اندیشیم.

چـون ما مسئول زندگی خود هستیم.

و ما موظف به تلاش هستیم.

اینها همه زمانی معنا دارند که ما کوتاهی نکنیم و در مسیر زندگی خود کیفیت بالای تاثیر این‌ها را درک کنیم.

اگر قرار باشد مثل آن فردی که تاخیر، رفتار غالب او (در اثر تنبلی و نداشتن برنامه) است،  به محض اینکه (مثلا) پرواز جا ماندیم بگوییم (خیر است،) شاید اگر می رفتیم هواپیما سقوط میکرد.

باید با صدای بلند بگویم:

نــــــــــــــــــه

و این‌گونه اعتراض کنم که:

ای خوش انصاف! این سخن علاوه بر سرپوش گذاشتن بر تنبلی خودت، یک حرف نسنجیده در حق خداوند مهربان و عادل هم هست.

خداوندی که اگـــر قرار باشد برای خاطر توی تنبل 200 نفر دیگر را نیز ….  سبحان الله

بگذریم.

بهتر است یک مثال درست و واقعی را مرور کنیم:

 

داستان واقعی

حدود 15 سال پیش یک همکاری داشتیم که به اذعان دوستان در کار خودش خبره بود

به دلیل اختلاف سلیقه با یکی از مسئولین مجموعه (که به منازعه انجامیده بود)، تصمیم بر اخراج وی گرفته می‌شود.

اخراج برای ایشان بسیار سخت و غیرقابل باور بود.

به نحوی از شدت غم و عصبانیت بسیار به هم ریخته بود.

با این همه، آنچه تصمیم گرفته شده بود، عملی شد.

او اخراج شد.

چند سالی گذشت.

روزی آن شخص به دفتر مجموعه مراجعه کرده بود .

صد البته که دیگر (به لحاظ کیفیت) او، همان شخص اخراجی چند سال پیش نبود.

گویی احساس حقارت و بی‌اعتباری نیز در طول این چند سال از شخصیت او اخراج شده بودند و او اکنون  یک فرد خودساخته و با اعتماد به نفس عالی شده بود.

با خوشحالی اذعان میکرد که آن اخراج بهترین اتفاق زندگی‌اش بوده است.

آری، او موفق شده بود بر روی پای خود بایستد و زندگی خود را در دستان قدرتمند خویش بگیرد.

به قدری از زندگی کنونی‌اش رضایت داشت که می‌گفت:

«دعای خیرم همیشه بدرقه راه آن مسئولی است که موجب اخراجم شد و الّا الان باید منتظر حقوق سربرج با کلی احساس ذلت می‌بودم».

شاید شما نیز مثال‌های کوچک و بزرگ زیادی در زندگی شخصی خود یا اطرافیان‌تان سراغ داشته باشید.

از خراب شدن ماشین در یک مسافرت گرفته تا بیماری ناگهانی خودتان یا یکی از عزیزانتان و و و ….

چه بسیار خاطراتی که در لحظه وقوع دردآور بودند.

اما اکنون یادآوری آن‌ها همراه با احساس خوب یا حتی حس افتخار است، چرا که موفقیتی پی‌آمد آن بوده است.

ارزش مثال خوب در درک عمق مطالب انکار ناپذیر است.

 

همه‌ی این مطالب بیانگر دو حقیقت ذیل است؛

اول اینکه:

آنچه احساس خوب یا بد را در وجود ما خلق می‌کند؛ نوع نگرش ماست .

برداشتی که در سایه‌ی نگرشِ خود ، در مواجهه با چالش‌های متعدد داریم به جریان احساسی ما جهت می‌دهد.

نگرش خوب و مثبت، از آنجائی‌که به برداشت مثبت و سازنده می‌انجامد، خالق احساس خوب و تعالی‌بخش می‌شود.

و دوم اینکه:

اطلاعات محدود ما در مواجهه با اتفاقات پیرامونی، منجر به برداشت غلط می‌شود.

و قضاوت نادرست برخواسته از همان برداشت غلط است که جبهه‌گیری منفی احساسی ما را در بردارد.

و همه‌ی این‌ها یک پی‌آمد مهلک دارد؛

« ناسپاسی » .

ناسپاسی؛ عامل ریشه‌ایِ ناامیدی، عدم انگیزه، عدم احساس رضایت و روان‌رنجوری است.

آنچه یارای تقابل با این مصائب بوده، تعالی‌بخش زندگی ارزشمند انسان است؛ سپاسگزاری است.

سپاسگزاری در نقطه مقابل ناسپاسی، توجه و تمرکز آدمی را به سمت داشته‌ها و فرصت‌ها سوق می‌دهد.

تمرکز بر داشته‎ها، مانع انحراف توجه به سمت عوامل منفی می‌شود.

از این‌رو سپاسگزاری؛ معجزه‌ای است که انسان را در مسیر رشد و تعالی به درجه‌ی نخبگی می‌رساند.

 

سپاسگزاری؛ آیین جاری زندگی‌تان

ابراهیم شاهی

هفدهم مهر ماه یک هزار و سیصد و نود و هفت

2 نظر برای «سپاسگزاری در چالش»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *